می بخور منبر بسوزان مردم آزاری نکن

هنوزم زنده ام و زنده بودنم خاری است - به تنگ چشمی نامردم زوال پرست

در این زمانه بی های و هوی لال پرست
خوشا به حال کلاغای قیل و قال پرست
چگونه شرح دهم لحظه لحظه خود را
برای این همه ناباور خیال پرست
به شب نشینی خرچنگهای مردابی چگونه رقص کند ماهی زلال پرست
رسیده ها چه غریب و نچیده میافتند به پای هرز علفهای باغ کال پرست

+ نوشته شده در  چهارشنبه 7 اردیبهشت1390ساعت 3:49  توسط AKA  | 

خرید عید

صبح ساعت 10:20 "ای وای چرا خواب موندم دیرم شد"

ده دقیقه دیر رسیدم خودم ناراحت شدم که چرا معطلش کردم

بعد مثل دیوونه ها دنبال خودم کشوندمش این ور اون ور که چی؟

میخوام واسه عید خرید کنم

آخه چرا دختر بیچاره رو میکشونی دنبال خودت

دیدی عصری که برمیگشتید چقدر خسته بود؟

از خودم خجالت میکشم با این هیکل گنده

ولی خیلی حال داد کلی چیزای قشنگ خریدم که تنهایی هیچ کدوم رو نمیخریدم

دستش درد نکنه

امیدوارم یه روز تلافی کنم

دلم میخاست تو اتوبوس وقت برگشتن ببوسمش (همینه که تو یابو مسنجر گفتم روم نمیشه بگم)

ولی جلوی مردم ایران؟ نمیشه که. شاکی میشن

ای بابا

از هر جا شروع کنم باز به بی فرهنگی ایرانی ها میرسم. مملکته داریم؟


+ نوشته شده در  دوشنبه 23 اسفند1389ساعت 22:38  توسط AKA  | 

استاد زبان نفهم

طرف هیچی حالیش نیس

هنوز یک نفر رو پیدا نکردم که ازش خوبی بگه

یه امتحان گرفت take home

من به شخصه حدودای سی صفحه براش نوشتم، تازه خیلی جاهاشو پیچوندم

پروژه درس رو هم نوشتم و قرار شد بعد از پایان ترم برم سراغش پروژه رو تکمیل کنیم و اگه بشه بفرستیم کنفرانسی ژورنالی چیزی

آقای دکتر اصلا به خودشون زحمت ندادند فایل جواب امتحان یا پروژه درسشون رو باز کنند ببینند یهو فحش نداده باشیم، همین جوری یه نمره ای داده بود 18

از طرف دیگه ما هم یه غلطی کردیم خواستیم باهاش توی یه پروژه کاری همکاری کنیم و یه کتابی هم ترجمه کنیم و بدیم بیرون

طرف بهش برخورده که چرا پروژه ارشد رو باهاش ورنداشتم

الان اومده میگه پروژه ات ناقصه و نمره ات زیاده، میفرستم شورای گروه تا ازت نمره کم کنند

میگه میندازمت

عجب آدمیه ها

آخه مرتیکه خودت گفتی بعد از ترم پروژه رو تکمیل میکنیم، چرا زیر حرف خودت میزنی

اگه کسی باهات پروژه ورنمیداره باید یه سری به خودت بزنی نه اینکه دهن منو سرویس کنی

وادارم کرده الان بشینم دوباره پروژه ترم قبل رو تکمیل کنم بفرستم واسش تا آقا شاید بی خیال انداختن ما بشه

حیف که آدمای محترمی ممکنه این مطلب رو بخونند وگرنه کسی از بین اقوام درجه یک و دوی آقای دکتر رو  از قلم نمی انداختم

+ نوشته شده در  سه شنبه 17 اسفند1389ساعت 3:22  توسط AKA  | 

مطالب قدیمی‌تر